تبليغاتX
روشنایی کوچک




















روشنایی کوچک

دلنبشته های من...من نه عاشق هستم و نه محتاج نگاهی که بلغزدبر من× ×من خودم هستم و یک حس غریب

سهلام کوشولوا.. چیطورین؟.. چه خبر از زندگی؟ چه خبر از خانوم بچه ها؟منو سننه؟

داشتیم برو بکس؟ برم معتاد شم زیر این پل ملای اتوبان؟

این اپ با اپای دیه در حدی فرق میکند.. حالا خودتو میفهمین..

این قضایا مال هفته پیشه ها

سه شنبه

از صب که اصن حس کلاس نبود.. ساعت ۱:۳۰ کلاس داشتم.. اون چی .. واس ی اخلاق باید میرفتم یونی.. اقا رفتیم سر کلاس دیه.. که اندک مقداری دیر رسیدیم.. قشر دانشجو میدونه اغلب استادین محترم عمومی عقده ای تشیف دارن.. البت با عرض یا ارز یا ارض شرمندگی.. سر کلاس دیر رسیدم..

اینم ازوناس که را نمیده بعد کلاس..

تق تق.... (جواب نمیده) .... اینجا با کله میرم تو کلاس.. ینی اول کلم از لای در میره تو.. ی نیگا به بچه ها و ی نیگا به استاد... استاد حتی به خودش این زحمتو نمیده بگه چرا دیر اومدی.. دستشو تکون میده ینی هریییی... من: با پرویی میرم وسط کلاس و صدامو ی ذره جیغی میکنم میگم استاد خب مترو ترکید وسط تونل تنها بازماندشم منم... کلاس رف رو هوا... (نمیدونم این چی بود یهو پروندم) هه هه

استاده چشاشو درشت کرد برام ی ذره... منم ازو ن لبخند گول زنکا میاد رو لبم.. ازونایی که ازشونصد تا فش ناموسیو خارمادرم بدتره.. به صندلی اشاره میکنم بهد به استاد نیگا میکنم.. من: بشینم دیه؟

دستشو میبره سمت صندلیه جلوی میز خودش.. من همیشه عقب میشینم اخه.. زیر لب میگم تو اون روحت لامصب.. استاد:چیزی گفتی شما؟  من: .. نه استاد.. با یکی از بچه ها بودم..

این تا اینجا..

اخر کلاس ی ورق داد اسمامونو روش بنویسیم... یکی از رفیقام غایب بود.. گفتم بهریتن فرصته که محبتی که در حقم کرد و ی بار منو با ماشینش تا دم خونمون رسوندو جبران کنم... اسم اینم مینوسم تو ورق که حاضری بخوره.. من چمیدونسم این مرتیکه میخواد اسمارو بخونه بهدا.. که خوند

به اسم دوستم رسید.. خانوم عاطفه ی... من:   خانوم عاطفه ی ... ؟من:

میگم خانوم عاطفه ی...من: ... چهارمین بار گفتم استاد من نوشتم ولی اس زدن گفتن میان..

استاد:من به تو یکی صفر میدم اخر ترم.. برو سریع حذف کن.. من: استاد شما دارین زود قضاوت میکنین وقتی ایشون گفتن میان من باید چه گهی بخورم؟(اینو که نگفتم گفتم چیکار باید کنم؟)

استاد؟ همون که گفتم برو حذف کن.. من: (این ینی به درک).. ادمی نیسم واسه ی همچین چیزه مذخرفی به استاد التماس کنم.. تو کلاس همهمه شده بود..گفتم استاد اوکی حتما حذفتون میکنم..

(لجبازی رو حال میکنید؟ )زدم از کلاس بیرون... -۷-۶ تا از بچس واسم کلی پا درمیونی کردن.. وقضیم حل شد.. بهم زنگیدن و خبرشو بهم دادن... ولی من اصن خوشال نشدما اصلننننن .. .. ..

(ازین شلککا فمیدین که اصن خوشال نشدم دیه دقیقا؟)

چهارشنبه

صبش ازمایشگاه شیمی داشتم.. ینی هر جلسه که من باید واس این کلاس گزارش کار بنویسم.. عممو خاله ی نداشتمو.. جدو ابادم میان جلو چشمم و حرکات موزون میرن برام..

من و مهسا هر جلسه با هم مینویسیم.. همیشه عین چی تو گلو این حرفا گیر میکنیم.. و میریم دس به دامن بچس دیه میشیم...

اون پسررو که یادتونه گفتم امارشو میخوام در بیارم واسه مهسا؟ .. هه .. قدم اول اسمش بود..

جناب اقای توحید.. ۶۸ ایم هست.. البت اینو از دفتر استاد دراوردم..

با ما همکلاسه تو ازمایشگاه... نمیدونم چرا حال میکنم همس ضد بهش بزنم.. ولی مهسا در تمام لحظات ازمایشگاه قلب ازچشاش میزنه بیرون واس  توحید..

من هرطور شده اینو واس مهسا میجورم..یکی از دوستای توحیدم با ماست..

ینی هرچی از اسکلاسیونیه این بشر بگم کم گفتم.. داشتیم محلول درست میکردیم..

من و دوست این توحید .... من:اهن رو بده (من سرم با ازمایش گرم بود اون لحظه)... دوست توحید:بهد ۱۴ مین دست خالی اومده..

میگه خانوم اهن نبود که.. من: .. (از اولم محلول اهن تو دستش بود.. )من: پس تو دستت شربت البالوئه؟.. دوست توحید: هن؟ اهان .. حواسم نبود خانوم بفرمایید..  من:بین خودمون میمونه

(هی میگه خانوم به دخترای کلاس.. ی بار دلم میخواد همچین بزنم پس کلش  زمینو گاز بگیره..

سر تشخیص رنگ.. وای.. خدایا.. این کیه دیه..

ی شیشه بهش نشون دادم کاملا سبز شفاف بود.. بهش گفتم رنگارو بگو من بنویسم..

سبزو دیده میگه اینکه کلا رنگ نداره.. بیرنگه خانوم.. من: به جلو خیره میشم با این حالت صورت 

بهد نیگاش میکنم.. لوله رو میگیرم جلو دماغش.. نیم میلیمتر با دماغش فاصله داشت.. در حدی که چشاش کاملا چپ شده بود.. من: حالا بگو .. .. دوست توحید: سبزه این؟ .. من: ایول به خودم که حالیت کردم.. دوست توحید: خانوم چرا انقد اذیت میکنی شوما کرم دارین؟ من: جان؟  دوست توحید:

ی قسمتیم بخار اب هسست... هرکی عینک طبی داشته باشه کاملا شیشش سفید میشه کاملا عین کورمالا.. که منم عینکیم.. تا حموم بخار رو باز کردم.. و کلمو کردم توش ودراروردم... کاملا سفید..

اون لحظه که سفید شد برگشتم رو به بچه ها.. با مهسا کار داشتم خب...خودم اون لحظه زیاد تو باغ نبودم...... مهسا:  توحید:  دوست توحید:..  استاد: ...

بهد ۳ مین خودم:

کلی محلول درست کردیم .. تیوسیانات سدیممون انقد خوشرنگ شده بود.. سرخابی  بود..

پنج شنبه

صبش تاریخ داشتم.. ی حس پلید درونم رو پر کرده بود و میگفت روشی نگذر از خواب و همچین ب الگد بزن تو سر ساعت که باز شیش در بیاد که همینم شد..

بهدش الی داشتم.. و بعدش ازمایشگاه بیوشیمی.. بعدش باز کله کردم رفتم دانشگاه از ازمایشگاه.. با مهسا بودم و نشستیم واس امتحان بعد از ظهر به خوندن اکولوژی...

هر سوای که میکرد.. واقعا اصل خنده بود.. چون دوتامون قوطه ور تو گل بودیم..

مهسا؟ روشنک؟ اینو بتوضیح بینیم.. من: مهسا: هن؟ من: مهسا: اهان.. گرفتم...

من: و..

سر امتحانم اوله بسم الله استاده ضد زد بهمون.. ۲ مین دیر کردم سره امتحان..

استاد:برو اون گوشه بقل سن ر وزمین بشین بنویس.. دیر اومدی(استاده از مخ فلجه در کل)

من: استاد اخه چرا؟ من که ۲ مین دیر کردم وهی کل کل کل کل .. که اخر استاده فکش خسته شد رفت

خدایی نامردی بود میرفتم اونجا خب.. عادتی که تو وجودمه عمرا از خواستم  بگذرم و عمرا زیر بار حرف زور برم..

۳روز هفته پیش اتفاقای خاص بود توش.. بقیش مرخص بود..

پن:به زودی یکی از بچس یونی میاد بلاگ یا باهم گروهی بلاگ میزنیم یا بلاگ تکی میزنه.. مهسا جونم میاد ینی... هواشو داشته باشینا

پن: ی موقه هایی شک میکنم کهههههههه... ما زندگی میکنیم یا زندگی مارو... یا هردو

چرت نوشت:میخوام ی چیز بگم شوما تصور کنین..بشینین تدبر کنین..تجسم کنینو تحول کنین..فک کنین.. دافا بلند شین از روی پام .. کنسرت دادم تو امستردام...وایییی ساعتو نیگا کن ۱۱:۳۰ ی ..

دیره دیره دیره..واییییییی ساعتو نیگا کن بیستو نیمه .. دیره دیره دیره..بیا.. شرطو جورابو از بالکن بیار..

بدو دافی کفشمو پاک کن بدو..

روشن نوشت:اگه ادما خوراکی بودن بنظرتون من کودومشون بودم؟۱-لواشک۲-ابنبات۳-قرقروت..۴- نوشابه..۵- پفک۶- شکلات.. جوابارو بگین تا بتون بگم چن روز دیه تعبیر هرکودوم چیه

امشب حسش نی کسیو بخبرم.. هرکی اومد که دمش گرم. .هرکی نیومد لطف کرد(غلط کرد که نیومد..

فردا بش میخبرم)

بابای عشخولکام

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

نوشته شده در ساعت توسط روشنک| |


Design By : Night Skin